محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

625

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

صفت فرعى نمىيابيم . زيرا نيّت اساسى خداجويى و كسب رضاى خداست . اين مطلب را در آيهء مباركهء ذيل ملاحظه فرماييد : « وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ . » « 1 » . در اين صورت ، در اين گفتار حق با مكّى « 2 » است ، هرچند كه سخنش گذراست و اصرار بر مضمون آن ندارد . مىگويد : « بنابراين ؛ نيّت وى در اين عمل اصلاح قلب و آرامش روح و استوارى حال خود مىباشد و همهء اين‌ها به خاطر دين و وعدهء اخروى و شكر پروردگار و ورود در حلال و اقرار به نعمت‌هاى الهى و پيروى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، نه آنكه مطابق طبع و جريان عادى انجام گرفته باشد . » « 3 » . اكنون به بررسى مجموعهء سوم مىرسيم : د - نيّت‌هاى بد همان‌طورى كه بين دو نقطه در هندسهء اقليدسى « 4 » جز يك خطّ مستقيم نمىشود ترسيم كرد . جريان ، در ارتباط شخص مكلّف با موضوع تكليف به وسيلهء نيّت بر همين منوال است . امكان ندارد كه جز يك راه براى فضيلت وجود داشته باشد ، آن همان راهى است كه نيّت به صورت كامل جلوه مىكند ، بدان معنى كه با قصد شارع مقدّس تطبيق كند . بنابراين ؛ اگر با هدف فرمان وى ( يعنى با انگيزهء واجب ) مطابقت نمايد ، پس نيّت ، نيّت حسنه است . ولى اگر تنها به قصد بخشش او ( يعنى به خاطر فايده‌اى كه اين رخصت دارد ) باشد ، نيّت مقبوله است . و هر نوع انحراف احساسى و ارادى از راهى كه بدين نحو ترسيم شود ، به‌طور حتم به نيّت گنه‌كارانه منتهى مىشود . باوجود اين ، چقدر فراوان خارج از اين جادّهء مستقيم از روى كردها و موارد انعطاف و گمراهىها وجود دارد كه حدّ و حصر ندارد ! !

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 265 : و مثل كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار كردن ( ملكات عالى انسانى ) در روح خود انفاق مىكنند ، هم‌چون باغى است كه در نقطهء بلندى باشد و باران‌هاى درشت و پىدرپى به آن برسد ( و به خاطر بلند بودن مكان ، از هواى آزاد و نور آفتاب به حدّ كافى بهره گيرد و آن‌چنان رشد كند كه ) ميوهء خود را دوچندان دهد . ( 2 ) - نام يكى از مؤلّفان . ( 3 ) - ر ك : قوت القلوب ، مكّى : 2 / 336 ، چاپ حلبى . ( 4 ) - اقليدس رياضىدان يونانى زمان بطليموس اوّل ( در قرن سوم پيش از ميلاد ) معلّم مدرسهء اسكندريّه بود ( مترجم عربى ) .